برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
این باقی، سمّی ست که پیشتر خورده اند،
ساقی تمام کن قصه را که رو شده است
آنان که خراب تو بودند مرده اند!
+ شین نون، بعضی وقتا چیزای خیلی خوبه میسراید و میخواند.
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
قاعدتا خنیاگر، مطرب هم محسوب میشه! ولی اگر( " آنکه میگوید دوستت دارم ، خنیاگر غمگینی است، که آوازش را از دست داده است") درست باشه چی؟
- (عشق را ای کاش زبان سخن بود!) این هم بُعدی دیگر از ماجرای ملفوف و پیچیده ی ِ حال حاضر است.
ای کاش عشق را زبان سخن بود! اگر میبود چه میگفت؟ قطعا حرفهای خوشحالکننده ایی نمیزد،قطعا.
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
+ من هیچ وقت از تنهایی شاکی نبودم و نترسیدم! ++ در خیلی شرایط بحرانیتر و تنهاتر از الان، تنها بودم و نترسیدم . +++ خیلی ماها بوده حتی در بلاد کفرستان، تنها بودم ولی نترسیدم از تنهایی . ++++ دیشب ولی
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
یک وقتایی قرار است نشود، بالا بیایی پایین بیایی، هر وری بری، قرار نیست بشود .
وقتی اینطوره دیگه سعی و تلاشم بی فایده است . نمی شود .
+ در این بین، در وسط بودن ها و شدن های فراوان، یک چیز که نمی شود آنچنان لطمه وارد میکند که انگار هیچ اتفاق خوبی نیفتاده . همه چیز تحت تاثیر همان نشدنه است . همه چیز .
شاید مدل این نشدن ها این طوریه، که تر و خشکو باهم می سوزونه اونم سوختگی درجه اول!
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
فلک کار خود را کرده است ، نوشته است آن که باید شود،
تو خود، غم مخور!
بی راه می روی،
سعی ات را نکن، کج راهی است کور سو!
آنها که برفتهاند، سخت پشیمانند .
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
و ایضا آموزش گله داری و چوپونی و ... .
+ از آقای دکتر عذرخواهی میکنیم که نشد در خدمتشون باشیم به خاطر پاره ایی از دوشواری ها!
++ ازونجایی که گوسفند زبانش غیر از زبان فارسی است لذا زبان بیگانه محسوب میشه .
پس بر ما خرده نگیرید که چرا زبان گوسفندی را زبان بیگانه محسوب کردیم .
( رسته : آموزش زبان های بیگانه )
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
بنویسه ، و اینکه هرکسی هم نمیتونه اراجیف تو رو بخونه .
این خیلی خوبه . یعنی بر پدرشون لعنت و صلوات ( همه گزینه ها روی میزه) که این چیزو خلق کردن!
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
چنان غرق در تنهایی وحشتناکی بودم که به فکر خودکشی افتادم. تنها چیزی که جلویم را گرفت این فکر بود که هیچ کس، مطلقاً هیچ کس، از مرگ من متاثر نخواهد شد، و در مرگم حتی بیش از زندگی ام تنها خواهم بود .
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه