موکل بخت برگشته - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 20:35
امروز رای موکلم بهم ابلاغ شد ، کیفری دو فلان مجتمع قضایی ! نگون بخت فلک زده بی یار و یاور ! جلسه اول رسیدگی اینطور گذشت که قاضی: پولشو بهش پس بده شاکی هم گذشت میکنه!شاکی:  :|من: چرا ؟ مگه یک عملی انجام نداده، به ازای اون عمل مبلغی دریافت کرده چرا کلاهبرداری؟ قاضی: کارچاق کن بوده! من: مگه کارچاق کن ب...
مفلوک ! - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 20:35
رای صادر شد ! زنگ پشت زنگ ، حالا چیکار کنیم ؟ +داشتم به این فکر میکردم، قلمی که نچرخید و حتی یک صفحه ازون لایحه تجدیدنظرخواهی رو نگاه نکرده! بدون هیچ دلیل منطقی ، حقوقی و ... رای بر کلاهبرداری داده! الان حال دل اون مفلوک آتش است! آتیش ! ادله شاکی برای کلاهبرداری: 1. حرفای خودم ( شاکی )2.شاهدم که زیر...
166 روز پیش - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 20:35
دقیقا 166 روز پیش بود که دادنامه شاهکار صادر شد!بعدش اتفاقات عجیبی افتاد ، یکی پس از دیگری، هر کدوم عجیب غریب ! ولی اتفاق نهایی سرنوشت ساز در روز جمعه مورخه 16 مهرماه سال 1400 رقم خورد، بعد از این که اتفاق رخ داد احساس میکنم همه راه های تنفسی مسدود شدند، شدم شبیه ایرانی که در مخمصه ژئوپلوتیکی شرق و ...
تقدیمی صنف نانوا به حکمران عدالت گستر - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 8:04
آقا یوسف: گوسالهها! چطور دست میرغضبشان را می بوسند! چه نعمتی حرام شده و آن هم در چه موقعی! راوی: نان بزرگی بود، با خشخاش روی خط نان نوشته بودند: تقدیمی صنف نانوا به حکمران عدالت گستر. راوی: در شهر هم
نیمه پر لیوان ! - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 8:04
ما را به نیمه یِ پر لیوان چکار ! این باقی، سمّی ست که پیشتر خورده اند،ساقی تمام کن قصه را که رو شده استآنان که خراب تو بودند مرده اند! + شین نون، بعضی وقتا چیزای خیلی خوبه میسراید و میخواند.
خنیاگرِ مطرب! - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 8:04
قاعدتا خنیاگر، مطرب هم محسوب میشه! ولی اگر( " آنکه میگوید دوستت دارم ، خنیاگر غمگینی است، که آوازش را از دست داده است") درست باشه چی؟ - (عشق را ای کاش زبان سخن بود!) این هم بُعدی دیگر از ماجرای ملفوف و پیچیده ی ِ حال حاضر است. ای کاش عشق را زبان سخن بود! اگر میبود چه میگفت؟ قطعا حرفهای خوشحالکننده ا...
ترس - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 8:04
+ من هیچ وقت از تنهایی شاکی نبودم و نترسیدم! ++ در خیلی شرایط بحرانیتر و تنهاتر از الان، تنها بودم و نترسیدم . +++ خیلی ماها بوده حتی در بلاد کفرستان، تنها بودم ولی نترسیدم از تنهایی . ++++ دیشب ولی
قرار است نشود - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 8:04
یک وقتایی قرار است نشود، بالا بیایی پایین بیایی، هر وری بری، قرار نیست بشود . وقتی اینطوره دیگه سعی و تلاشم بی فایده است . نمی شود . + در این بین، در وسط بودن ها و شدن های فراوان، یک چیز که نمی شود آنچنان لطمه وارد میکند که انگار هیچ اتفاق خوبی نیفتاده . همه چیز تحت تاثیر همان نشدنه است . همه چیز . ...
فلک - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 8:04
فلک کار خود را کرده است ، نوشته است آن که باید شود، تو خود، غم مخور! بی راه می روی، سعی ات را نکن، کج راهی است کور سو! آنها که برفتهاند، سخت پشیمانند .
آموزش گله داری! - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
خواستم اندکی زبان گوسفند ها را آموزش بدهیم بلکه هم خدا راضی بشود هم بنده خدا و هم ... و ایضا آموزش گله داری و چوپونی و ... . + از آقای دکتر عذرخواهی میکنیم که نشد در خدمتشون باشیم به خاطر پاره ایی از دوشواری ها! ++ ازونجایی که گوسفند زبانش غیر از زبان فارسی است لذا زبان بیگانه محسوب میشه . پس بر ما ...
مای فیسپوک - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
یکی از مزایای فیسبوک لعنت الله علیه و علیهم الاجمعین اینه که کسی به نام تو برای دیگران نمیتونه چیزیبنویسه ، و اینکه هرکسی هم نمیتونه اراجیف تو رو بخونه . این خیلی خوبه . یعنی بر پدرشون لعنت و صلوات ( همه گزینه ها روی میزه) که این چیزو خلق کردن!
ظلمی خفی ! در تبصره ماده 48 آ.د.ک - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
تبصره ی ِ ماده 48 قانون جدید آیین دادرسی کیفری ، بیان میکنه اگر یه سری از جرم ها رو مرتکب بشید باید وکیلتون کسی باشد که مورد تایید رییس قوه قضاییه باشد! یعنی هم وکیل هم قاضی رو رییس قوه تعیین می کند
درد بی درمون ِ جاودانگی - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
می خواهند ما را به فریباترین فریب بفریبند . می گویند هیچ چیز از بین نمی رود ، همه چیز تغییر شکل می دهد ، و دیگر گون می شود ، کوچیکترین ذره ما نابود نمی شود ، ناچیزترین نیرو نیر هبا و هدر نمی شود ، و
مرد که گریان نیست! - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
حالا که همه رفته اند پس چه خوب می شود ناله کرد در این خمودگی، تیرگی، ظلمت، ناامیدی فراگیر، در این آستانه 30 ساگی منحوس، در همین چاهی که کسی قرار نیست صدایی بشنود! مرد که گریان نیست! مرد در زمره ی ِ
تنهایی - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
مرحوم ِ مغفور سارتر در کتاب Nausea ( تهوع) صفحه 116 می فرماید : چنان غرق در تنهایی وحشتناکی بودم که به فکر خودکشی افتادم. تنها چیزی که جلویم را گرفت این فکر بود که هیچ کس، مطلقاً هیچ کس، از مرگ من متاثر نخواهد شد، و در مرگم حتی بیش از زندگی ام تنها خواهم بود .
استکشافِ تنها بودن! - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
Solitude : An Exploration of Benefits of Being Alone: یک شب سردِ زمستانی، من به قدر کافی گرم هستم، امّا تنهایم. میدانم که با همراهی آن "حاضر غایب" که به این تنهایی گره خورده است، به این زندگی کاملاً طبیعی در این تنهایی، که آن بیرون گرمِ کارِ خویش است، خو خواهم گرفت . من این را میدانم .
چه کسانی احساس تنهایی میکنند؟ - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
برادرِ عزیزمان آقایِ دیوید فاستر والاس میفرمایند: کسانی که احساس تنهایی میکنند بیشتر خودشان دلشان میخواهد که تنها باشند، چون حاضر نیستند هزینههای روحی و روانی آمیختن با بقیه آدمها را بپردازند. آنها نوعی حساسیت به افراد دیگر دارند و بیش از اندازه از دیگران متاثر میشوند. +نمیدانم این حرف درست است یا و...
اژدهای من وارد می شود - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
یه دیالوگ قشنگ در فیلم اژدها وارد می شود: یه مگسو در حال پرواز کشتم... مرگ خوش یعنی این... آخرین تصویری که داره، تصویر پروازه؛ آخرین تصویری که من میبینم چی میتونه باشه!!+ فکر کردن به آخرین تصاویر دریافتی در لحظه مرگ، خودش یه کنکاش در بابِ مرگه ! و پیچیده شدن هرچه بیشتر همه پیچیدههای زندگی.
مثلا عید - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 5:04
دیرگاهیست که افتاده ام از خویش به دورشاید این عید به دیدارِ خودم هم بروم…!+ این عید، به دیدار خود بازهم نرفتم!